
خبررسانی شتابان رسید و خبر داد که مرد و زنی در فلان خانه، به ارتکاب گناه و مفسده خلوت کردهاند. چند تن از صحابه حضرت رسول (ص) به قصد مجازات گناهکاران تیغ برکشیدند و برخاستند. اما پیامبر مانعشان شدند و از علی (ع) خواستند تا عازم آن خانه شود.
علی (ع) به خانه رسید و در را بسته ندید... اما در زد و لختی مکث کرد. ایشان قبل از ورود به حیاط، چشمان خود را میبندد و یا الله کنان وارد حیاط میشود. در این فاصله، آن زن و مرد هم جامه بر تن میکنند و از مقابل چشمان بستهی مولا، از در خارج میشوند. پس از آن، فرستادهی رسول باز میگردد و در برابر این پرسش که چه دیدی؟ تنها به این پاسخ اکتفا میکند: "من که چیزی ندیدم!"