

دعوت حاتمیکیا میکوشد تا با چند قصه و چند آدم، یکی از جدیترین و دشوارترین جدلهای اخلاقی انسان را روایت کند: سقط جنین. شروع کاملا ناامیدکنندهای دارد (قصه شیدا) که یک بازیگر (مهناز افشار) به دلیل حفظ موقعیت کاری، تصمیم به سقط میگیرد و البته همسرش موافق نیست و ماجرا تا آخر در هوا میماند (چون شیدای مجروح را سوار بالگرد امداد کردهاند!) برایم عجیب است که به رغم بازیهای خوب بقیه بازیگران و موفقیت حاتمیکیا، مهناز افشار ناموفق عمل کرده است. عجیبتر این که او در فیلم چه کسی امیر را کشت؟، توانمندی خود را نشان داده است. ضمن این که این قصه و دو قصه بعدی، در وجوه تماتیک فاقد چالش انسانی یا موقعیت نمایشی جدل برانگیزیست. دو قصه آخر، روایتهای درگیرکنندهتری دارند و بازیهای زارعی و ریاحی هم با تجربهی درک چنین موقعیتی همطراز میشوند. سقط جنین همچنان دشوارترین مواجههی انسان با مثلث اخلاق و دین و روان است و تا آخر خلقت هم چالشبرانگیز باقی خواهد ماند. دعوت جوری هست که بتوان طرح دو داستانش را دوست داشت و البته جوری نیست که بتوانید کل فیلم را دوست داشته باشید یا حاتمی کیای روبان قرمز را به جا آورید. این یادداشت، بیشتر یک دعوت است برای تماشای این اثر اندیشهگرا و تجربی!...دعوت دوم و مهمتر این است که تا عید فطر (اکران اصلی) صبوری کنید و عطای دیدن فیلم در سینما آفریقا را به شنیدن صدای اعصابخردکن آن ببخشید!...دعوت سوم هم این است که این فیلم را دوبار نبینید که ممکن است به مخالف جدی فیلم تبدیل شوید!